یک دانش آموز رشته ریاضی که کنار همکلاسی تجربی اش می نشیند و می شنود که او 35 سوال شیمی سر جلسه کنکور جواب می دهد، معمولا اولین واکنشش این است که فکر کند شاید لازم نیست شیمی را جدی بگیرد. اما وقتی بودجه بندی شیمی کنکور 1406 برای هر دو رشته کنار هم گذاشته شود، تصویر دقیق تری به دست می آید؛ فاصله واقعی نه در محتوای درس، بلکه در تعداد و نوع سوالاتی است که از همان محتوای مشترک طرح می شود.
بودجه بندی شیمی ریاضی تجربی
مقایسه مستقیم بودجه بندی شیمی ریاضی تجربی از یک واقعیت ساده شروع می شود: کتاب های درسی شیمی دهم، یازدهم و دوازدهم برای هر دو رشته کاملا یکسان است. آنچه فرق می کند، تعداد سوال نهایی است؛ رشته تجربی 35 سوال شیمی دارد و رشته ریاضی 30 سوال. این اختلاف پنج سوالی روی کاغذ کم به نظر می رسد، اما وقتی محاسبه شود که هر سوال چه سهمی از نمره کل درس دارد، برای داوطلب ریاضی هر سوال ارزش نسبی بیشتری پیدا می کند؛ یعنی از دست دادن یک سوال ساده به خاطر بی دقتی، آسیب بزرگ تری به درصد نهایی می زند. برخی فصل های کاربردی تر، نزدیک به مرز زیست شناسی کاربردی، در آزمون های تجربی معمولا با جزئیات بیشتری پرسیده می شوند، در حالی که برای ریاضی همان مبحث با سوال ساده تر و کم تکرارتر ظاهر می شود.
جدول بودجه بندی شیمی 1406
اگر جدول بودجه بندی شیمی 1406 را به شکل ساده کنار هم بگذاریم، سه ردیف اصلی شکل می گیرد: پایه دهم با سهمی نزدیک به سه از هر ده سوال، یازدهم کمی بالاتر از آن، و دوازدهم که با فاصله بیشترین سهم را دارد و نزدیک به چهار سوال از هر ده سوال را به خودش اختصاص می دهد. این توزیع برای هر دو رشته تقریبا یک الگو را دنبال می کند، فقط اندازه کل سوالات فرق دارد؛ این یعنی داوطلب هر دو رشته، دو تا سه ماه پایانی را باید عمدتا صرف مرور دوازدهم کند، نه پخش کردن زمان به شکل مساوی بین سه پایه. نکته ای که داوطلب ریاضی باید در نظر بگیرد این است که چون خیلی از فصل های حساب و هندسه هم زمان با شیمی باید جمع بندی شود، بهتر است این جدول را در کنار برنامه دروس تخصصی دیگر ببیند، نه جدا از آن ها.
تفاوت واقعی در اولویت مطالعه
نکته ای که کمتر گفته می شود این است که چون رشته ریاضی سوال کمتری دارد، فضای کمتری هم برای جبران اشتباه دارد. یک داوطلب تجربی می تواند در یکی دو فصل کم اهمیت تر ضعف داشته باشد و باز هم درصد قابل قبولی بگیرد، چون سوالات روی 35 مورد پخش شده. داوطلب ریاضی همین ضعف را روی 30 سوال حس می کند، یعنی درصدی بالاتر از دست می دهد؛ برای مثال از دست دادن دو سوال ساده در رشته ریاضی، نزدیک به هفت درصد از نمره کل شیمی را کم می کند، در حالی که همان دو سوال در رشته تجربی چیزی نزدیک به شش درصد کسر می کند، فاصله ای کوچک اما واقعی. به همین دلیل برای داوطلب ریاضی منطقی تر است که به جای پوشش سطحی همه فصل ها، روی فصل های پرتکرار مثل استوکیومتری و تعادل شیمیایی عمیق تر کار کند و فصل های حاشیه ای تر را در حد مرور نهایی نگه دارد.
جمع بندی
در نهایت تفاوت شیمی ریاضی و تجربی بیشتر یک تفاوت کمی است تا محتوایی، و همین موضوع برنامه ریزی را ساده تر می کند. کنار این بودجه بندی، دنبال کردن یک روش جمع بندی شیمی کنکور منظم و توجه به تفاوت فیزیک تجربی و ریاضی در کنار هم، تصویر کامل تری از اولویت های دروس تخصصی هر دو رشته می دهد. داوطلبانی که هنوز مطمئن نیستند این بودجه بندی برایشان چه معنایی دارد، بهتر است آن را کنار وضعیت کلی زیرگروه های رشته ریاضی کنکور خودشان بررسی کنند تا مشخص شود شیمی در کنار بقیه دروس چه اولویتی باید داشته باشد.
