تست و تست زنی کنکور

تست و تست زنی کنکور
زمان حدودی مطالعه : 3 دقیقه ⏱

تشخیص ویژگی های یک تست خوب طراحی شده، به داوطلب کمک می کند سریع تر گزینه های نامعتبر را کنار بگذارد و با اطمینان بیشتری به گزینه ی درست برسد. در کنار این موضوع، دو تصمیم دیگر هم روی نتیجه ی نهایی تست زنی تاثیر می گذارد: زمان مناسب برای شروع تست زدن روی یک مبحث تازه، و فاصله ی زمانی مناسب میان مطالعه و تست زدن.

ویژگی های یک تست استاندارد کنکور

تست های استاندارد کنکور معمولا چند ویژگی مشترک دارند:

  • صورت سوال روان، کوتاه و بدون ابهام است.
  • گزینه ها مستقل اند؛ هیچ کدام گزینه ی دیگر را تایید یا رد نمی کند.
  • هر چهار گزینه از نظر مفهومی به هم نزدیک اند و در یک راستا قرار دارند، اما هیچ کدام حرف تکراری دیگری را نمی زنند.
  • گزینه ها معمولا بر اساس اشتباهات رایج داوطلبان طراحی شده اند، نه بر اساس حدس های کاملا بی ربط.
  • پاسخ درست معمولا در نگاه اول میان گزینه ها آشکار نیست.
  • در میان گزینه ها، معمولا یکی کامل تر و دقیق تر از بقیه است.
  • جزئیات ریز کتاب درسی بیشتر در گزینه ها گنجانده می شود، نه در صورت سوال.

یک نکته ی تکمیلی درباره ی همین ویژگی ها: گزینه ای که شامل کلماتی مثل همواره یا هرگز باشد، آماری بیشتر اوقات نادرست از آب در می آید، چون یک استثنای کوچک کافی است تا چنین ادعای مطلقی را رد کند؛ با این حال این فقط یک الگوی آماری است، نه یک قانون قطعی، و نباید بدون بررسی محتوایی گزینه، صرفا به خاطر وجود این کلمات آن را حذف کرد.

این ویژگی ها در عمل چه کاربردی دارند

شناخت این الگوها کاربرد مستقیم در سر جلسه ی کنکور دارد. برای نمونه، اگر چهار گزینه ی یک تست فیزیک یا شیمی از نظر عددی به هم نزدیک باشند، معمولا یکی از آن ها دقیقا از یک اشتباه محاسباتی رایج، مثل فراموش کردن یک ضریب یا اشتباه در واحد اندازه گیری، به دست آمده و در گزینه ها گنجانده شده تا داوطلب عجول را به دام بیندازد. تشخیص این الگو یعنی داوطلب پیش از انتخاب نهایی، مسیر محاسبه ی خودش را یک بار با دقت مرور کند، نه اینکه صرفا به دنبال نزدیک ترین عدد در میان گزینه ها بگردد. به همین ترتیب، در سوالاتی که صورت آن ها با فعل جمع بسته می شود، گزینه ای با فعل مفرد، صرف نظر از محتوا، معمولا از دایره ی پاسخ های درست خارج است.

زمان مناسب برای شروع تست زنی

تست زدن باید زمانی شروع شود که مفهوم به طور کامل یاد گرفته شده باشد، نه به عنوان جایگزینی برای یادگیری. یک معیار عملی این است: اگر نمره ی اولین دور تست زنی روی یک مبحث تازه، زیر حدود 80 درصد باشد، ادامه دادن تست زنی روی همان مجموعه سوال ها معمولا کمک چندانی نمی کند؛ در این حالت بهتر است تست زنی متوقف و مبحث دوباره و دقیق تر مرور شود، ترجیحا با تمرکز بیشتر روی همان قسمت هایی که غلط پاسخ داده شده اند، نه مرور کامل مبحث از ابتدا. فقط بعد از این مرور هدفمند، تست زنی روی همان مبحث از سر گرفته شود؛ ادامه دادن تست زنی با وجود نمره ی پایین، معمولا فقط همان اشتباهات را در ذهن داوطلب تکرار و تثبیت می کند.

تست زدن بلافاصله یا با فاصله زمانی

برای دروس مفهومی و تمرین محور، مانند ریاضی، فیزیک و شیمی، بهتر است بلافاصله بعد از خواندن هر بخش، چند تست از همان بخش حل شود؛ این کار یادگیری تازه را تثبیت می کند و مشخص می کند که آیا مفهوم واقعا جا افتاده یا نه. اما برای دروس حفظی، که بیشتر دروس عمومی کنکور را شامل می شوند، بهتر است تست زنی با یک فاصله ی زمانی، نه بلافاصله بعد از مطالعه، انجام شود؛ فقط از این راه می توان فهمید مطلب واقعا در حافظه ی بلندمدت ثبت شده یا صرفا به دلیل تازه خوانده شدن، در ذهن حاضر است. این فاصله نیازی به اندازه گیری دقیق ندارد؛ مرور و تست زنی در پایان همان هفته یا در آغاز مطالعه ی مبحث بعدی، برای این هدف کافی است. ترکیب این دو روش، یعنی تست فوری برای دروس تمرینی و تست با فاصله برای دروس حفظی، تصویر واقعی تری از میزان آمادگی داوطلب برای هر درس به دست می دهد، نسبت به استفاده ی یکسان از یک روش برای همه ی دروس.