ساعت های زیاد پای کتاب نشستن همیشه به معنای یادگیری زیاد نیست؛ گاهی یک داوطلب سه ساعت با تمرکز واقعی، بیشتر از یک داوطلب دیگر با شش ساعت مطالعه ی خسته و پراکنده یاد می گیرد. افزایش کیفیت مطالعه یعنی از همان ساعت های موجود، خروجی بیشتری گرفتن؛ چیزی که خیلی از داوطلبان دیر متوجه اش می شوند.
در ادامه می خوانید
چرا کمیت به تنهایی کافی نیست
مطالعه ی خسته و بی هدف، حتی اگر چند ساعت طول بکشد، اثر یادگیری کمی دارد؛ چون مغز برای ثبت واقعی اطلاعات به توجه فعال نیاز دارد، نه فقط حضور فیزیکی پای کتاب. کسی که با ذهن خسته یا نیمه خواب یک فصل را می خواند، معمولا فردا همان فصل را باید از نو مرور کند، در حالی که همان زمان با تمرکز کامل، شاید نیازی به مرور دوباره نداشته باشد.
روش هایی برای مطالعه عمیق در برابر مرور سطحی
روش های مطالعه عمیق معمولا شامل توضیح دادن مطلب با زبان خودتان بعد از خواندن، حل تست بلافاصله بعد از هر مبحث، و ارتباط دادن مطلب جدید به دانسته های قبلی است. این کارها زمان بیشتری از خواندن ساده و مرور چشمی می گیرند، اما ماندگاری مطلب در حافظه را چند برابر می کنند و از مرور مکرر همان فصل در ماه های بعد بی نیازتان می کنند.
یک تکنیک ساده دیگر، بستن کتاب بعد از خواندن یک بخش کوتاه و نوشتن خلاصه ی آن روی کاغذ بدون نگاه کردن به متن اصلی است؛ اگر جایی گیر کردید، همان جا مشخص می شود کدام قسمت واقعا یاد گرفته نشده، نه فقط خوانده شده.
کاهش عوامل مزاحم و بهبود کیفیت در درس خواندن
بهبود کیفیت درس خواندن اغلب از حذف عوامل مزاحم شروع می شود، نه از اضافه کردن روش جدید. گوشی خاموش یا در اتاق دیگر، اعلان های بسته، و یک فضای مشخص فقط برای درس خواندن، تاثیر شگفت انگیزی روی عمق یادگیری دارد؛ حتی اطلاع دادن به اعضای خانواده درباره ی زمان های مطالعه، از قطع شدن مکرر تمرکز جلوگیری می کند.
این تکنیک ها چطور تمرکز را در مطالعه بالا می برند
ترکیب تکنیک های تمرکز در مطالعه با استراحت های کوتاه و منظم، از خستگی ذهنی جلوگیری می کند و اجازه می دهد کیفیت مطالعه در طول کل روز ثابت بماند، نه فقط در ساعت اول. جابه جا کردن نوع فعالیت بین دو درس متفاوت، مثلا یک فصل حفظی و یک فصل محاسباتی، هم به تازه ماندن ذهن در طول یک جلسه ی طولانی کمک می کند و از افت تدریجی تمرکز جلوگیری می کند.
نقش خواب و مرور فاصله دار در تثبیت یادگیری
حافظه ی بلندمدت عمدتا در طول خواب تثبیت می شود، نه در همان لحظه ی خواندن؛ به همین دلیل کوتاه کردن خواب برای اضافه کردن یک ساعت مطالعه ی دیگر، اغلب نتیجه ی معکوس دارد و باعث می شود همان مطالبی که با زحمت خوانده شده، ماندگاری کمتری داشته باشند. خواب کافی و منظم، به خصوص در شب های بعد از یک جلسه ی مطالعه ی سنگین، بخشی جدایی ناپذیر از فرآیند یادگیری است، نه یک وقفه در آن.
مرور فاصله دار هم از همین منطق پیروی می کند: برگشتن به یک مطلب بعد از یک روز، سپس یک هفته، و بعد یک ماه، فرصت بیشتری به مغز می دهد تا آن اطلاعات را به حافظه ی بلندمدت منتقل کند، برخلاف مرور فشرده و پشت سر هم که بیشتر برای یک امتحان کوتاه مدت مفید است، نه برای ماندگاری واقعی تا روز کنکور.
در نهایت، تفاوت بین یک داوطلب معمولی و یک داوطلب موفق، اغلب نه در تعداد ساعت ها بلکه در همین کیفیت مطالعه نمایان می شود و مستقیم روی رتبه لازم برای قبولی کنکور اثر می گذارد. کسانی که از همان شروع درس خواندن از شهریور روی کیفیت به جای کمیت تمرکز می کنند و افزایش سرعت مطالعه را هم موازی با آن تمرین می کنند، معمولا آخر سال کمتر دچار عقب افتادگی می شوند.