انگیزه یکی از پرتکرارترین کلمه هایی است که داوطلبان کنکور، به خصوص در دوران مدرسه، بارها می شنوند: کلاس های انگیزشی، همایش های انگیزشی، و توصیه های کلی مثل انگیزه ات را پیدا کن. با این حال کمتر کسی توضیح می دهد انگیزه دقیقا از چه چیزی ساخته شده و چرا گاهی با وجود شنیدن این همه توصیه، چیزی که ساخته می شود دوامی ندارد.
در ادامه می خوانید
انگیزه چیست
انگیزه یک عامل درونی برای ادامه دادن یا به سرانجام رساندن یک کار است. از همین تعریف مشخص است که انگیزه در اصل چیزی بیرونی نیست و پیدا کردنش فقط در بیرون از خود، عملا بی نتیجه است. این به آن معنا نیست که محرک بیرونی بی فایده است؛ یک سخنرانی، یک موفقیت کوچک، یا یک تشویق می تواند جرقه ی اول را بزند. نکته ی اصلی این است که همان جرقه ی بیرونی باید به یک انگیزه ی پایدار درونی تبدیل شود، وگرنه با تمام شدن اثر آن محرک، انگیزه هم تمام می شود.
دو مولفه ی اصلی انگیزه: منطق و هیجان
انگیزه ی پایدار همیشه از ترکیب دو چیز ساخته می شود، نه از یکی به تنهایی:
- منطق و فکر: دلیل روشن و قابل توضیح برای این که چرا این هدف مهم است، شامل شناخت واقعی از این که زندگی روزمره در آن رشته یا شغل چه شکلی است، نه فقط تصویر پرستیژ آن.
- هیجان: کشش و کنجکاوی واقعی نسبت به خود کار، نه فقط نسبت به نتیجه ی نهایی و لقب قبولی.
وقتی فقط یکی از این دو حاضر باشد، آن چه ساخته می شود، بر اساس تعریف بالا، انگیزه ی واقعی نیست، بلکه توهم انگیزه است: چیزی که برای مدت کوتاهی شبیه انگیزه به نظر می رسد، اما کاری را به سرانجام نمی رساند.
توهم انگیزه چه شکلی است
وقتی فقط هیجان حاضر باشد، مثلا بعد از دیدن یک سخنرانی انگیزشی یا شنیدن داستان قبولی کسی دیگر، شور اولیه بسیار قوی است اما هیچ چارچوب منطقی زیر آن نیست؛ به محض افت طبیعی این هیجان، که معمولا ظرف چند روز اتفاق می افتد، چیزی برای ادامه دادن باقی نمی ماند.
وقتی فقط منطق حاضر باشد، مثلا فهرستی از دلایل معقول برای چرا باید این رشته را انتخاب کنم بدون هیچ کشش واقعی، درس خواندن به یک وظیفه ی خشک تبدیل می شود. این حالت هم قابل ادامه است، اما هزینه ی روانی بسیار بالایی دارد و اولین بهانه ی قابل قبول کافی است تا کنار گذاشته شود.
چطور بفهمیم انگیزه مان واقعی است یا توهم انگیزه
دو پرسش ساده کمک می کند. پرسش اول برای سنجش مولفه ی منطق: آیا می شود در یک جمله ی روشن، بدون تکیه به جمله هایی مثل همه می گویند خوب است، توضیح داد چرا این رشته مناسب من است؟ پرسش دوم برای سنجش مولفه ی هیجان: وقتی واقعا با محتوای همان درس یا رشته درگیر می شوم، چیزی در من کنجکاو می شود یا فقط به فکر نتیجه ی نهایی هستم؟ اگر پاسخ هر کدام از این دو پرسش ضعیف یا نامشخص باشد، انگیزه ی فعلی به احتمال زیاد پایدار نخواهد ماند.
چطور هر دو مولفه را تقویت کنیم
برای تقویت مولفه ی منطق، شناخت دقیق تر از خود رشته کمک می کند: پرس و جو از کسی که واقعا در آن رشته یا شغل مشغول است درباره ی یک روز کاری معمولی اش، به جای تکیه بر تصویر کلی و رسانه ای آن شغل. برای تقویت مولفه ی هیجان، به جای تمرکز روی هیجان کلی و مبهم مثل دوست دارم پزشک شوم، بهتر است دنبال جرقه های مشخص تر گشت: کدام بخش از زیست شناسی یا کدام نوع مساله ی ریاضی واقعا برای خود داوطلب جذاب است. این جرقه های کوچک و مشخص، بر خلاف هیجان کلی و مبهم، قابل تکرار و تقویت هستند.
وقتی انگیزه هم کم می آورد: نقش عادت و نظم
حتی وقتی هر دو مولفه ی منطق و هیجان به درستی حاضر باشند، انگیزه روزبه روز نوسان دارد؛ هیچ کس هر روز صبح با همان شدت روز اول، انگیزه ی مطالعه ندارد. چیزی که در روزهای افت انگیزه، داوطلب را پای درس نگه می دارد، عادت و نظم است: یک برنامه ی مطالعه ی ثابت که مستقل از حال و هوای آن روز اجرا می شود. انگیزه معمولا کار را شروع می کند؛ عادت است که آن را تا آخر ادامه می دهد.
پادکست انگیزه برای کنکور
در فایل صوتی زیر همین دو مولفه ی انگیزه با جزئیات بیشتری بررسی می شود.
