یادداشت برداری خوب یعنی درگیر شدن فعال با مطلب، نه رونویسی کلمه به کلمه از روی گفته های معلم یا متن کتاب. داوطلبی که فقط می شنود و می خواند، بعد از چند هفته بخش زیادی از جزئیات را فراموش می کند؛ اما کسی که همان لحظه با کلمات خودش خلاصه می نویسد، مطلب را یک بار دیگر در ذهن پردازش کرده و همین پردازش دوم، ماندگاری آن را در حافظه بیشتر می کند.
در ادامه می خوانید
زمان و مکان مطالعه
مطالعه در یک اتاق مشخص و تا حد امکان بدون محرک های اطراف، تمرکز را به طور محسوسی بالا می برد، چون ذهن انسان در یک لحظه فقط می تواند روی یک موضوع تمرکز کامل داشته باشد؛ انجام دو کار همزمان، مثل درس خواندن و پاسخ دادن به پیام، بازدهی هر دو کار را کم می کند. اختصاص یک ساعت مشخص هر روز به یک درس خاص هم مفید است، چون بعد از مدتی ذهن در همان ساعت آماده ی پرداختن به آن درس می شود. یک نکته ی عملی دیگر، فاصله انداختن بین صرف غذای سنگین و شروع مطالعه است؛ بلافاصله بعد از غذا بخش زیادی از جریان خون به سمت دستگاه گوارش می رود و تمرکز ذهنی برای مدتی پایین تر از حالت عادی می ماند.
یادداشت برداری سر کلاس درس
حاضر شدن سر کلاس با یک پیش مطالعه ی کوتاه، حتی چند دقیقه ای، تفاوت بزرگی ایجاد می کند؛ کسی که از قبل می داند کدام قسمت درس برایش نامفهوم بوده، در کلاس دقیقا به همان بخش توجه بیشتری می کند و سوال مشخص تری می پرسد. هر نکته ای که در کلاس فهمیده می شود بهتر است همان لحظه به طور خلاصه یادداشت شود، نه اینکه به امید یادآوری بعدی به تعویق بیفتد؛ فاصله ی زمانی بین شنیدن و نوشتن، دقیقا همان فاصله ای است که فراموشی در آن اتفاق می افتد. اگر نکته ای در کلاس نامفهوم ماند، بهتر است همان جا از معلم پرسیده شود؛ ابهامی که به خانه منتقل شود، معمولا بدون مرجع دیگری حل نشده باقی می ماند.
ساختن مثال و ارتباط دادن مطالب
برای هر مطلب تازه، ساختن یک مثال کاربردی یا حتی یک سوال فرضی، ماندگاری آن را در حافظه به طور قابل توجهی افزایش می دهد؛ مطلبی که فقط خوانده شده با مطلبی که در قالب یک مثال به کار گرفته شده، از نظر عمق یادگیری یکسان نیستند. راه دیگر برای تثبیت بهتر، وصل کردن مطلب تازه به چیزی است که قبلا یاد گرفته شده؛ وقتی یک مفهوم جدید به یک مفهوم آشنا گره بخورد، ذهن برای یادآوری آن دو مسیر جستجو به جای یک مسیر پیدا می کند. توجه به نقشه ها، فرمول ها، نمودارها، تصاویر و حاشیه ی متن کتاب درسی هم نباید نادیده گرفته شود؛ بخش قابل توجهی از سوالات کنکور دقیقا از همین بخش های کم متن و پر تصویر کتاب طراحی می شود، چون داوطلبان معمولا در مرورهای سریع از روی آن ها رد می شوند.
ساختار یک یادداشت خوب
یادداشت مفید ترکیبی از سه منبع است: توضیح معلم سر کلاس، متن کتاب درسی، و منبع کمک آموزشی مورد استفاده ی داوطلب؛ تکیه ی صرف به یکی از این سه، بخشی از تصویر کامل مبحث را از قلم می اندازد. برای مباحثی که شامل چند مرحله ی پی در پی هستند، مثل یک واکنش شیمیایی چند مرحله ای یا یک فرایند زیستی، ترتیب دقیق مراحل باید در یادداشت رعایت شود، وگرنه یادداشت به جای کمک به یادآوری، خودش منبع سردرگمی می شود. تعریف دقیق واژه های تخصصی هر درس هم بخش جدانشدنی یادداشت خوب است؛ در بسیاری از سوالات کنکور، دقیقا همان تفاوت ظریف میان دو واژه ی تخصصی نزدیک به هم است که پاسخ درست را از گزینه های مشابه جدا می کند.
حاشیه نویسی روی کتاب و مرور نکات پایانی
حاشیه نویسی مستقیم روی صفحات کتاب درسی، در کنار دفتر یادداشت جداگانه، مسیر مرور را برای دفعات بعدی کوتاه تر می کند؛ برای مرور نهایی نزدیک کنکور، ورق زدن یک کتاب حاشیه نویسی شده معمولا بسیار سریع تر از خواندن دوباره ی کل متن است. نکته ی پایانی هر درس یا هر فصل هم ارزش توجه ویژه دارد؛ بخش قابل توجهی از سوالات کنکور از همین جمع بندی های کوتاه پایان درس طراحی می شود، چون طراح سوال آن ها را نقطه ی تلاقی چند مفهوم می داند، نه صرفا یک خلاصه ی تکراری.
