برای بسیاری از داوطلبان، دفترچه ی خلاصه ی یک درس همان چیزی است که فاصله ی بین یک مرور ده دقیقه ای و بازخوانی کامل کتاب را می سازد. مشکل از جایی شروع می شود که خلاصه فقط رونویسی فشرده ی کتاب باشد، نه چیزی که واقعاً به یادآوری کمک کند. هرچه به هفته های آخر نزدیک تر می شویم، همین تفاوت کوچک بین یک خلاصه ی خوب و یک خلاصه ی معمولی، در زمان مرور نهایی خودش را بیشتر نشان می دهد.
در ادامه می خوانید
تفاوت خلاصه نویسی اصولی با رونویسی
آموزش خلاصه نویسی اصولی از یک نکته شروع می شود: خلاصه باید با کلمات خود داوطلب نوشته شود، نه با جمله های عین کتاب. وقتی مطلبی به زبان خود بازنویسی می شود، ذهن مجبور است آن را واقعاً پردازش کند و همین فرآیند یادآوری موقع مرور را ساده تر می کند. این ایده به منطق تکنیک فاینمن یادگیری نزدیک است، چون در هر دو، معیار یادگیری کامل، توانایی توضیح ساده ی یک مطلب است.
یک اشتباه رایج این است که داوطلب همان جمله های کتاب را کوتاه تر بازنویسی می کند، بدون این که واقعاً آن ها را در ذهن خودش سبک و سنگین کرده باشد. نتیجه، دفترچه ای پر از خط است که وقتی چند ماه بعد باز می شود، دوباره باید کامل خوانده شود، همان کاری که خلاصه نویسی قرار بود از آن جلوگیری کند.
روش های خلاصه نویسی دروس مختلف
روش های خلاصه نویسی دروس بسته به نوع درس فرق می کند. برای دروسی مثل زیست و زمین شناسی، خلاصه بهتر است به شکل جدول یا نمودار باشد تا رابطه ی بین مفاهیم هم دیده شود. در روش خلاصه نویسی زمین شناسی، برای مثال، جدول ویژگی های سنگ ها و لایه ها معمولاً از یک متن پیوسته کاربردی تر است.
برای دروسی مثل ریاضی و فیزیک، خلاصه باید فرمول ها را همراه با یک مثال کوتاه از کاربردشان نشان دهد. فرمولی که بدون مثال نوشته شود معمولاً در لحظه ی تست زدن به یاد نمی آید، حتی اگر بارها دیده شده باشد.
تکنیک های خلاصه نویسی کنکور برای مرور سریع
تکنیک های خلاصه نویسی کنکور باید طوری طراحی شوند که مرور نهایی چند روز مانده به کنکور را کوتاه تر کنند، نه طولانی تر. یک تکنیک ساده، رنگ بندی نکات است: نکاتی که بارها اشتباه پاسخ داده شده اند با یک رنگ، و نکاتی که فقط برای دور اول لازم اند با رنگ دیگر نوشته شوند. برای این که این تکنیک ها از همان اول درست اجرا شوند، دیدن یک نمونه خلاصه نویسی برای مرور به داوطلب کمک می کند حجم و فرمت مناسب یک خلاصه ی خوب را پیش از شروع تشخیص دهد.
یک عادت مفید، بازگشت به همین خلاصه بعد از هر آزمون آزمایشی است. هر نکته ای که در آزمون اشتباه پاسخ داده شده و در خلاصه نبوده، همان لحظه به آن اضافه می شود، تا خلاصه هر بار دقیق تر و کامل تر از قبل شود.
اشتباهات رایج در خلاصه نویسی
بزرگ ترین اشتباه، نوشتن خلاصه ای به همان حجم و ترتیب کتاب است که عملاً هیچ فشرده سازی در آن اتفاق نمی افتد. اشتباه دیگر، استفاده از قالب یکسان برای همه ی دروس است، در حالی که یک درس مفهومی و یک درس محاسباتی به دو نوع خلاصه ی متفاوت نیاز دارند. آخرین اشتباه رایج، ننوشتن تاریخ و منبع کنار هر بخش از خلاصه است، که در مرور نهایی پیدا کردن دوباره ی همان مبحث در کتاب را سخت تر می کند.
راه ساده برای جلوگیری از این اشتباهات، نوشتن خلاصه بلافاصله بعد از تدریس یک مبحث در کلاس است، نه هفته ها بعد. هرچه فاصله ی بین یادگیری اولیه و نوشتن خلاصه کمتر باشد، خلاصه دقیق تر از آب درمی آید و نیاز کمتری به مراجعه ی دوباره به کتاب اصلی دارد.
جمع بندی
خلاصه نویسی خوب یک مهارت است که با تمرین بهتر می شود، نه یک استعداد ذاتی. شروع از یک درس، امتحان چند روش مختلف، و نگه داشتن همان روشی که در مرور واقعاً کمک می کند، مسیر ساده ای برای رسیدن به یک دفترچه ی خلاصه ی قابل اعتماد است. همین دفترچه، در هفته های آخر قبل از کنکور، ارزشش را بیشتر از هر منبع دیگری نشان می دهد.