روش‌هایی مثل برنامه ریزی کنکور حجمی و برنامه ریزی کنکور زمانی شما را با شکست مواجه کرده است ، مخاطب دوره برنامه ریزی کنکور ما شما هستید .

چه مباحثی را برای کنکور حذف کنیم؟

زمان حدودی مطالعه : 3 دقیقه ⏱

وقت داوطلب کنکور همیشه کمتر از حجم واقعی کتاب های درسی و کمک درسی است، به همین دلیل تصمیم درباره حذف مباحث برای کنکور از سر ناچاری گرفته نمی شود، بلکه بخشی از یک برنامه ریزی حساب شده در مسیر جمع بندی است. مسئله اصلی این نیست که چند درصد از کتاب خوانده شده باشد، بلکه این است که زمان باقی مانده صرف کدام بخش شود تا بیشترین بازده را در کارنامه نهایی داشته باشد. برای بعضی داوطلبان، حذف چند مبحث کم بازده، تفاوت بین برنامه ای شلوغ و بی نتیجه با برنامه ای فشرده و عملی است.

چه زمانی حذف مبحث منطقی است

حذف یک مبحث زمانی معنا پیدا می کند که بازدهی آن نسبت به زمانی که برای یادگیری اش صرف می شود پایین باشد، نه صرفاً به این دلیل که آن مبحث سخت یا خسته کننده به نظر می رسد. مبحثی که در چند دوره اخیر کنکور کمتر از یک یا دو سوال داشته و فهم کاملش هم زمان زیادی می طلبد، از نامزدهای اصلی حذف در برنامه های فشرده ماه های پایانی است.

در مقابل، مباحثی که در بودجه بندی هر سال سهم نسبتاً ثابتی دارند، حتی اگر دشوار باشند، معمولاً ارزش ماندن در برنامه را دارند، چون حذف شان خطر از دست دادن چند سوال تضمینی را به همراه دارد. تصمیم درست معمولاً از مقایسه ساعت مطالعه لازم برای هر مبحث با تعداد سوالات احتمالی همان مبحث در کنکور به دست می آید.

اشتباه رایج در این مرحله، حذف مبحثی است که چند سال پیش کم تکرار بوده اما به تازگی در طراحی سوالات کنکور پررنگ تر شده است. تکیه صرف بر خاطره چند سال قبل، بدون بررسی روند اخیر کنکور، می تواند تصمیم حذف را از مسیر درست خارج کند و داوطلب را از یک مبحث در حال رشد محروم کند.

چطور مبحث بی فایده را تشخیص دهیم

تشخیص مباحث بی فایده کنکور بدون بررسی عملکرد واقعی داوطلب در آزمون های آزمایشی ممکن نیست، چون آنچه برای یک نفر بی فایده است ممکن است برای داوطلب دیگری همان مبحثی باشد که همیشه درست می زند. یک روش ساده این است که در چند آزمون پشت سر هم، درصد و زمان صرف شده برای هر مبحث را جداگانه یادداشت کنند تا الگوی واقعی مشخص شود، نه یک برداشت لحظه ای از یک آزمون ضعیف.

با همین روش تحلیل آزمون کنکور، مبحثی که هر بار هم زمان زیادی می گیرد و هم درصدش پایین می ماند، کاندیدای جدی حذف است، اما مبحثی که فقط در یک آزمون ضعیف زده شده، لزوماً بی فایده نیست و شاید فقط به مرور بیشتر نیاز داشته باشد.

عامل دیگری که باید در این تحلیل لحاظ شود، ارتباط یک مبحث با مباحث دیگر است. بعضی مباحث به ظاهر کم تکرار هستند، اما پایه فهم چند مبحث دیگر محسوب می شوند و حذف شان می تواند به طور غیرمستقیم روی درصد بخش های دیگر هم اثر بگذارد، حتی اگر خود آن مبحث مستقیماً کم سوال باشد.

مدیریت زمان بعد از حذف مبحث

مدیریت زمان مطالعه با حذف مباحث تازه از همان روزی شروع می شود که یک مبحث از برنامه کنار گذاشته می شود، چون زمان آزاد شده باید هدفمند به جای بی برنامگی مصرف شود. بدون اصول برنامه ریزی کنکور، این زمان اضافه به سادگی در استراحت بیش از حد یا فعالیت های پراکنده از بین می رود و هدف اصلی حذف مبحث، یعنی افزایش بازده، محقق نمی شود.

بهترین مقصد برای این زمان آزاد شده، معمولاً مرور مباحث پرتکرار و ضعیف داوطلب است، نه شروع یک مبحث تازه که ریسک دوباره وقت گیر شدن را دارد. جابه جایی زمان از یک مبحث کم بازده به سمت تثبیت مباحث اصلی، همان چیزی است که در نهایت روی درصد کلی اثر می گذارد.

پیگیری اثر این تصمیم هم بخشی از فرآیند است و داوطلب باید در آزمون های بعدی ببیند آیا مباحثی که زمان بیشتری برایشان گذاشته، واقعاً رشد کرده اند یا نه. اگر رشدی دیده نشود، شاید لازم باشد تخصیص زمان دوباره بازبینی شود، نه اینکه تصمیم اولیه بدون تغییر تا آخر سال باقی بماند.

جمع بندی

حذف مباحث ابزاری برای تمرکز بیشتر است، نه یک راه فرار از درس خواندن، و تصمیم درست در این باره وقتی با تحلیل واقعی عملکرد همراه باشد، می تواند فاصله قابل توجهی در نتیجه نهایی کنکور ایجاد کند. داوطلبی که این تصمیم را زود و آگاهانه بگیرد، فرصت بیشتری برای تثبیت مباحث اصلی خواهد داشت.