تست زدن در کنکور یک مهارت جداگانه از دانستن درس است. دو داوطلب می توانند مطالب یک درس را به یک اندازه خوب یاد گرفته باشند اما در تعداد پاسخ درست تفاوت زیادی داشته باشند، چون یکی از آن ها روش درست تحلیل سوال چهارگزینه ای و مدیریت زمان را تمرین کرده و دیگری نه. آنچه در ادامه می آید مجموعه ای از تکنیک های تست زنی است که با تمرین مستمر روی سوالات واقعی کنکور جواب می دهد، نه با یک بار خواندن.
در ادامه می خوانید
پیش نیاز تست زنی: تسلط بر مفهوم قبل از سرعت
اولین اشتباه در تست زنی، شروع زودهنگام آن است. حل تست دو مرحله دارد: ترکیب چند مفهوم یاد گرفته شده برای رسیدن به پاسخ، و انتخاب درست از میان گزینه هایی که عمدا شبیه هم طراحی شده اند. اگر مفهوم پایه هنوز جا نیفتاده باشد، تست زدن فقط حدس زدن پرهزینه می شود. ترتیب درست این است که ابتدا مفهوم با مثال های کتاب درسی کاملا جا بیفتد، سپس تست های ساده تر همان مبحث حل شود، و در پایان سراغ تست های ترکیبی و کنکوری برود. کسی که این ترتیب را رعایت نکند، معمولا بعد از هر تست اشتباه دوباره باید به کتاب برگردد و همان مفهوم را از نو بخواند، که خودش دو برابر وقت می گیرد.
خواندن دقیق صورت سوال
بخش زیادی از پاسخ های غلط، نه از ندانستن درس، بلکه از بد خواندن سوال است. صورت بعضی سوالات کنکور دو بخشی است: یک مقدمه که شرایط مساله را می سازد، و یک خواسته ی نهایی که در جمله ی آخر می آید. اگر داوطلب فقط جمله ی آخر را بخواند و از مقدمه رد شود، ممکن است پاسخی درست برای سوالی دیگر پیدا کند، نه برای همین سوال. توجه ویژه باید به فعل جمله ی پایانی سوال باشد، چون کلماتی مثل نیست، نباید، نادرست و بجز، جهت پاسخ را کاملا برعکس می کنند. یک راه ساده برای کاهش این خطا، علامت گذاری همین کلمات منفی در حین خواندن سوال است، تا هنگام انتخاب گزینه دوباره ذهن به اشتباه نیفتد.
تکنیک های حذف گزینه
وقتی پاسخ دقیق سوال بلافاصله به ذهن نمی رسد، بهتر است به جای رها کردن سوال یا حدس تصادفی، گزینه ها یکی یکی از نظر منطقی و دستوری بررسی شوند. گزینه ای که از نظر دستور زبان یا واحد اندازه گیری با خواسته ی سوال هماهنگ نیست، معمولا نادرست است، حتی اگر از نظر عدد قابل قبول به نظر برسد. طراح سوال کنکور اغلب دو گزینه را از نظر ظاهری بسیار شبیه هم طراحی می کند تا داوطلب عجول را به اشتباه بیندازد، بنابراین دقت به علامت منفی، جمع و مفرد، و ارقام دقیق گزینه ها اهمیت زیادی دارد. طولانی بودن یک گزینه دلیلی برای کنار گذاشتن آن نیست، چون در بسیاری از تست ها همان گزینه ی کامل تر و طولانی تر پاسخ درست است. وقتی دو گزینه دقیقا نقیض هم باشند، یعنی یکی چیزی را تایید و دیگری همان را رد کند، معمولا پاسخ درست میان همین دو گزینه است و دو گزینه ی دیگر را می توان با اطمینان بیشتری حذف کرد.
وقتی تردید بین دو گزینه باقی می ماند
اگر بعد از حذف گزینه های نادرست، انتخاب نهایی بین دو گزینه بماند، وقت گذاشتن بیشتر روی همان سوال معمولا نتیجه ی بهتری نمی دهد. در این حالت بهتر است یکی از دو گزینه بر اساس همان استدلالی که تا اینجا انجام شده انتخاب و علامت زده شود، نه اینکه سوال برای بازگشت بعدی رها شود، چون در جلسه ی کنکور وقت کافی برای بازگشت به همه ی سوالات نشانه گذاری شده وجود ندارد. نکته ی مهم تر این است که وجود نمره منفی به این معنا نیست که هر حدسی باید کنار گذاشته شود؛ حدس زدن کورکورانه در سوالی که هیچ گزینه ای از آن حذف نشده، با انتخاب یکی از دو گزینه ی باقی مانده بعد از حذف مستدل دو گزینه ی دیگر، از نظر ریسک یکسان نیست. نمره منفی برای جلوگیری از حدس کورکورانه طراحی شده، نه برای مجازات کردن تحلیل درست.
مدیریت زمان در جلسه ی آزمون
مدیریت زمان در جلسه ی کنکور باید درس به درس انجام شود، نه بر اساس کل دفترچه؛ یعنی برای هر درس از پیش یک سقف زمانی تعیین و در همان محدوده رعایت شود، به جای اینکه داوطلب فقط شماره ی صفحه یا شماره ی سوال دفترچه را زیر نظر داشته باشد. سوالی که با خواندن دقیق هنوز هیچ راه حلی به ذهن نمی رساند، باید کنار گذاشته و علامت گذاری شود تا در فرصت باقیمانده ی همان درس دوباره سراغش برگردند؛ ادامه دادن اصرارآمیز روی یک سوال سخت، وقت چند سوال دیگر را که پاسخشان راحت تر است می گیرد. پاسخ دادن به همه ی سوالات یک درس هدف واقع بینانه ای نیست و برای کسب رتبه ی خوب هم لازم نیست؛ آنچه اهمیت دارد تعداد پاسخ درست نسبت به پاسخ غلط است، نه تعداد کل سوالات پاسخ داده شده.
خطاهای رایج در حل مساله های محاسباتی
در دروسی مثل ریاضی، فیزیک و شیمی، بعضی سوالات ظاهرا مسیر حل طولانی دارند، اما طراح سوال معمولا فقط یک یا دو نکته ی خاص را هدف گرفته است. اگر مسیر حل به سمت محاسبات پیچیده و استفاده از چند فرمول پشت سر هم برود، احتمال زیادی وجود دارد که یک راه کوتاه تر و مستقیم تر نادیده گرفته شده باشد. یک تکنیک عملی برای سوالاتی که چهار عدد یا رابطه به عنوان گزینه داده شده، جای گذاری مستقیم هر گزینه در رابطه ی اصلی سوال است، به جای حل کامل مساله از صفر؛ در بسیاری از موارد فقط با قرار دادن گزینه در معادله و بررسی برقراری تساوی می توان پاسخ درست را بدون محاسبه ی کامل پیدا کرد. نکته ی دیگر، انجام یک تخمین ذهنی از پاسخ پیش از شروع محاسبه ی دقیق است؛ اگر عددی که در گزینه ها آمده با این تخمین اولیه فاصله ی زیادی داشته باشد، به احتمال زیاد در مسیر محاسبه خطایی رخ داده است.
تمرکز و آرامش ذهنی سر جلسه
حفظ تمرکز روی همان سوالی که در حال پاسخ دادن به آن است، مهم تر از نگاه کردن به سوال قبل یا بعد است؛ نگاه رفت و برگشتی بین چند سوال هم زمان، بازدهی ذهنی را کاهش می دهد. نشستن با وضعیت مناسب روی صندلی و پرهیز از خمیدگی بیش از حد، به رسیدن خون کافی به مغز کمک می کند و خستگی زودرس را کاهش می دهد. وجود چند سوال سخت پشت سر هم در یک بخش از دفترچه، تجربه ی مشترک تقریبا همه ی داوطلبان است و نشانه ی ضعف فردی نیست؛ نگرانی بیش از حد درباره ی همین موضوع، وقت و تمرکز بیشتری از خود سوال ها می گیرد. در نهایت، تطبیق دوره ای شماره ی سوال دفترچه با ردیف مربوط در پاسخنامه، هرچند چند ثانیه وقت می گیرد، از خطای رایج جابه جایی یک ردیف در پاسخنامه که می تواند چند پاسخ درست را بی اثر کند جلوگیری می کند.
