سینما و تلویزیون هنری دیداری-شنیداری است که با ورود فناوری ضبط تصویر و صدا، تعامل گستردهای با جامعه و فرهنگ برقرار کرده است. وقتی این میدان را با نگاه علوم میان رشته ای ببینم، فناوری فیلمبرداری و جلوههای ویژه در کنار روانشناسی مخاطب، نظریههای ژانر در مطالعات فرهنگی و حتی مدیریت اقتصادی صنعت سرگرمی جای میگیرد. سینما زبانی برای روایت تصویری قصههاست؛ قصههایی که میتوانند ایدئولوژی، ترسهای جمعی یا حتی تبلیغات را به مخاطب منتقل کنند. از طرف دیگر، صنعت تلویزیون با تولید انبوه سریالها و برنامههای سرگرمکننده، بخش عظیمی از اوقات فراغت جامعه را در اختیار میگیرد و گاه فرهنگ عمومی را شکل میدهد. بررسی الگوهای مخاطب، انتخاب بازیگران، تدوین و میزانسن، همگی بخشی از تحلیل چندوجهی این هنر محسوب میشود. از بعد اقتصادی نیز، سینما به یکی از سودآورترین صنایع جهانی بدل شده که قدرت توزیع و بازاریابی بینالمللی را دارد.