بازنگری و تفکر بازسازانه یعنی توانایی نقد وضعیت موجود و ایجاد تغییرات بنیادی در ساختار یا راهبرد. رویکرد علوم میان رشته ای اینجا مدیریت تغییر، روانشناسی خلاقیت و حتی جامعه شناسی نوآوری را تلفیق می کند تا نشان دهد چرا گاهی یک سازمان نیاز دارد از ریشه تحول یابد. تغییر ممکن است از یک بحران آغاز شود یا از تشخیص فرصت جدیدی در بازار. اما اگر تیم رهبری به بازنگری صادقانه از عملکرد گذشته نپردازد، احتمالاً همان الگوهای نادرست تکرار می شود.

تفکر بازسازانه به مدیران و افراد امکان می دهد پرسش هایی عمیق طرح کنند: «آیا این ساختار سازمانی همچنان کارآمد است؟»، «فرایندهای ما تا چه حد به هدف اصلی کمک می کنند؟» و «چه ارزش های فرهنگی نیازمند بازتعریف اند؟». وقتی سازمان از پوسته الگوهای قدیمی خارج شود، راهی نو برای بهترشدن باز می گردد. البته این فرایند اغلب با مقاومت اعضایی روبه رو می شود که به وضع موجود عادت کرده اند. بنابراین، مهارت رهبری در مدیریت ترس و تضمین مشارکت همگان، بخش جدانشدنی این تحول است.