اسطوره شناسی در پی آن است که روایت های بنیادین اقوام را بشناسد؛ قصه هایی که گاه در ناخودآگاه جمعی ریشه دارند و به زندگی امروز هم شکل می دهند. در رویکرد علوم میان رشته ای، اسطوره ها با روانکاوی (یونگ و کهن الگوهایش)، باستان شناسی، ادبیات تطبیقی و انسان شناسی گره می خورند. اسطوره ها فقط افسانه های قدیمی درباره خدایان و قهرمانان نیستند؛ بلکه بیانگر کهن ترین باورها، ترس ها و امیدهای جامعه اند. گاه درون مایه یک اسطوره در اشکال مختلف در ادبیات معاصر یا فیلم های سینمایی سر بر می آورد و نشان می دهد که فرهنگ چقدر از این ریشه های کهن الهام گرفته است. اسی رشته ای بودن پژوهش اسطوره ای، بستر ضروری است تا بتوان ردپای اسطوره را در هنر، رسوم مذهبی، ساختار خانوادگی یا حتی جهان بینی علمی یک جامعه دید. به این ترتیب، اسطوره شناسی تنها به گذشته نمی نگرد، بلکه پیوستگی شگفت انگیزی میان گذشته نمادین و حال فرهنگی برقرار می سازد.