اخلاق رکن اصلی حیات مدنی است و در پیوند با فلسفه، روانشناسی، زیست شناسی تکاملی و جامعه شناسی معنا پیدا می کند. علوم میان رشته ای می گوید ارزش های اخلاقی نه فقط بر اساس دستورالعمل های دینی یا فلسفی، بلکه متأثر از نیازهای زیستی بشر برای همبستگی و بقا شکل گرفته اند. مثلاً روانشناسی تکاملی معتقد است همدلی و نوع دوستی می تواند مزیت گروهی ایجاد کند؛ از سوی دیگر، فیلسوفان درباره اصل خیر و شر بحث می کنند و جامعه شناسان بر نقش آموزش و ساختار قدرت در نهادینه شدن اخلاق می پردازند. اخلاق در دنیای امروز به مباحثی نظیر عدالت توزیعی، حفظ محیط زیست، حقوق آیندگان و ملاحظات بیوتکنولوژیک بسط یافته که همه مستلزم نگرش چندرشته ای است. درنهایت، درک می کنیم اخلاق امری انتزاعی یا صرفاً درونی نیست؛ بلکه پیوندی عمیق با ساختارهای اجتماعی، میراث فرهنگی و حتی انتخاب های اقتصادی دارد.