نوآوری به معنای ایجاد راهکارهای جدید در محصول، فرآیند یا مدل کسبوکار است و قلب تحول در سازمانها را تشکیل میدهد. علوم میان رشته ای نشان میدهد خلاقیت فردی، نیازهای بازار، پیشرفتهای فنی و فضای ریسکپذیر همه با هم باید جمع شوند تا نوآوری شکل بگیرد. بسیاری از اختراعات بزرگ زمانی رخ دادهاند که محققان یا کارآفرینان از حوزههای مختلف ایده گرفتهاند؛ مثلاً الهام از بیولوژی در طراحی رباتها یا استفاده از اصول روانشناسی در معماری تجربه مشتری.
در سطح مدیریتی، فرهنگ نوآوری اهمیت بالایی دارد. اگر سازمان اشتباهات را تحمل نکند یا ایدههای جدید را سرکوب کند، نوآوری بهسختی پا میگیرد. برعکس، ساختارهایی مانند واحدهای نوآوری، کارگاههای ایدهپردازی و ارتباط نزدیک با مشتریان، جرقههای خلاقیت را تقویت میکند. نوآوری نهتنها به پیشرفت محصول میانجامد بلکه اغلب مزیت رقابتی بلندمدتی برای سازمان ایجاد میکند و انگیزه افراد را برای یادگیری و پژوهش بیشتر افزایش میدهد.