جغرافیای سیاسی پلی است میان دانش مکان محور جغرافیا و تحلیل قدرت در علوم سیاسی و روابط بین الملل. وقتی از علوم میان رشته ای استفاده می کنم، درمی یابم تقسیم بندی های جغرافیایی و مرزبندی های ملی نه تنها تحت تأثیر تصمیم های سیاسی بوده، بلکه خود نیز بستری برای شکل گیری قدرت و هویت جمعی است. ویژگی های اقلیمی، منابع زیرزمینی، خطوط ساحلی یا کوهستان ها همگی بر استراتژی های نظامی و اقتصادی اثر می گذارند. مثالی روشن، موقعیت استراتژیک تنگه ها و کانال های دریایی است که اهمیت آن ها در حمل ونقل جهانی، باعث درگیری و اتحادهای فراوانی شده است. افزون بر این، مؤلفه های فرهنگی و قومیتی هم در نقشه های جغرافیایی قدرت دخیل اند؛ گاه یک اقلیت قومی در نقطه ای مرزی سکونت دارد که خود تنش های سیاسی را رقم می زند. از این رو، جغرافیای سیاسی نشان می دهد توزیع قدرت چگونه شکل مرزها را می سازد و بالعکس مرزها هم چگونه ساختار قدرت را تعدیل می کنند.