فلسفه هنر میپرسد «هنر چیست؟» و «چرا برای ما زیبا یا معنادار است؟». این پرسشها در رویکرد علوم میان رشته ای منجر به بحثهایی میان فلسفه، روانشناسی، تاریخ، اخلاق و حتی نشانهشناسی میشود. از دوران افلاطون و ارسطو گرفته تا کانت، هگل و دیگر متفکران مدرن، نظریههای مختلفی در باب ماهیت هنر و ارزش زیبایی ارائه شده است. امروزه با پیدایش هنر مفهومی، چالشهای تازهای پدید آمده: آیا اثری که فقط از چند شیء ساده تشکیل شده میتواند هنر محسوب شود؟ اگر چنین است، نقش ایده و تفسیر در آن چیست؟ یا آیا فناوری دیجیتال اصالت هنری را کمرنگ میکند یا بُعدی نو به آن میبخشد؟ فلسفه هنر سعی میکند پاسخ دهد که چرا یک اثر میتواند همزمان زیبا و آزارنده باشد یا چرا تماشای صحنهای تراژیک در تئاتر، بهجای ناراحتی صرف، گاه حس کاتارسیس و تهذیب نفس را برمیانگیزد. با ترکیب دانشهای گوناگون است که میتوانیم این جنبههای پیچیده هنر را بشناسیم.