شنیدن موسیقی تنها تجربه‌ای احساسی نیست؛ بلکه برای درک آن از منظر علوم میان رشته ای، باید هم ساختار صوتی و نظریه‌های موسیقی را شناخت و هم ابعاد عصب‌شناختی و فرهنگی را بررسی کرد. طنین ریتم و ملودی در مغز ما سیگنال‌هایی را برمی‌انگیزد که با هیجان، خاطره و احساس پیوند می‌خورند. نظریه موسیقی به ما می‌گوید چرا فواصل خاصی برای گوش انسان مطبوع یا نامطبوع است. انسان‌شناسی موسیقی توضیح می‌دهد چگونه نغمه‌های آیینی یا سنت‌های محلی در یک جامعه ریشه گرفته‌اند. روانشناسی موسیقی نیز نقش احساسات و خاطره‌ها را در لذت بردن از آثار موسیقایی تشریح می‌کند. همچنین شیوه‌های آهنگ‌سازی در هر فرهنگ، برآمده از تاریخ، باورها و زبان آن مردم است. از سوی دیگر، فناوری صدابرداری و توزیع دیجیتال، امروزه باعث شده موسیقی به شکل گسترده‌تری در دسترس باشد و سلیقه‌های فردی شکل جهانی به خود بگیرد. در نهایت، علوم میان رشته ای نشان می‌دهد که چرا یک قطعه موسیقی می‌تواند هم زمان احساس آرامش، حماسه یا غم را در ما بیدار کند.