تاریخ روانشناسی مسیری است که از فلسفه ذهن افلاطون و ارسطو تا آزمایشگاه های مدرن علوم اعصاب امتداد دارد. اگر این داستان را با رویکرد علوم میان رشته ای ببینم، درمی یابم چگونه مباحث معرفت شناختی قرون گذشته، تجربه گرایی لاک و هیوم، و بعدتر روش های آماری مورد استفاده در علوم طبیعی، دست به دست هم دادند تا روانشناسی به یک علم تجربی تبدیل شود. از ویلهلم وونت که نخستین آزمایشگاه روانشناسی را تأسیس کرد تا پیدایش روانکاوی توسط فروید و سپس ظهور رفتارگرایی، شناخت گرایی و اکنون علوم اعصاب شناختی، همه نشانگر خطوط متقاطع چندرشته ای هستند. روانشناسانی مانند ژان پیاژه یا کارل راجرز هر کدام بخشی از ذهن انسان را کاویده اند. داده های تاریخی نشان می دهد که تغییر پارادایم ها در روانشناسی با تحولات فرهنگی و علمی زمانه نیز گره خورده است. به بیان دیگر، ساختار ذهن انسان بدون دانش میان رشته ای وام گرفته از زیست شناسی، فلسفه و آمار، فراتر از حد تصور پیچیده می ماند.