انسان شناسی به مطالعه جوامع، باورها، ساختارهای خویشاوندی و آیین های فرهنگی می پردازد. در رویکرد علوم میان رشته ای، این شاخه تنها به رسوم ظاهری قبایل یا جوامع نمی نگرد، بلکه روابط زیستی، الگوهای معیشتی، باستان شناسی، زبان و تحول تاریخی را درکنار هم تحلیل می کند. برای مثال، اگر بخواهم ساختار یک جامعه شکارچی -گردآورنده را بفهمم، لازم است تأثیر اقلیم و دسترسی به منابع غذایی را بشناسم (بوم شناسی)، نگرش های فرهنگی و آیینی شان را دریابم (مردم شناسی فرهنگی)، ساختار خویشاوندی را بررسی کنم (انسان شناسی اجتماعی) و حتی شواهد باستان شناختی را مرور کنم. بدین ترتیب انسان شناسی به ما نشان می دهد که هیچ الگوی فرهنگی بدون زمینه زیستی و تاریخی شکل نگرفته و زندگی روزمره همواره در پیوندی تنگاتنگ با باورها و ارزش های جمعی است.