نظریه آشوب نشان داده است که در پدیدههای پویا با حساسیت بالا به شرایط اولیه، تغییر اندک میتواند تحولی بزرگ خلق کند. این نظریه در اکوسیستمهای طبیعی، وضع هوا، بازارهای مالی و حتی الگوهای فرهنگی کاربرد دارد. علوم میان رشته ای در اینجا حیاتی است؛ زیرا برای مدلسازی رفتار آشوبناک در جمعیتهای زیستی، باید از ابزارهای ریاضی و فیزیک استفاده کرد و همچنین اطلاعات محیطی، ژنتیکی و رفتاری را با هم گره زد. وقتی تغییر کوچکی در دمای یک زیستگاه رخ میدهد، میتواند مهاجرت بزرگمقیاس گونهای را رقم بزند و ساختار کل زنجیره غذایی را به هم بریزد. این نوع پدیدهها به ما هشدار میدهند که رویکرد خطی و تکبعدی برای پیشبینی یا مدیریت سیستمهای پیچیده ناکافی است. تلفیق دادههای میانرشتهای از زیستشناسی تا علوم کامپیوتر باعث میشود بتوانیم الگوهای رفتاری را شناسایی کنیم، هرچند پیشبینی قطعی همچنان دشوار است. نظریه آشوب همچنین در حوزههای اجتماعی نظیر شورشهای ناگهانی یا ترندهای فرهنگی هم خودش را نشان میدهد. دقیقاً به همین دلیل درک میانرشتگی راهگشاست.