تاریخ علم بستری جذاب برای درک فراز و نشیب های کشف و اختراع است. اینجا علوم میان رشته ای به بهترین شکل خود را نشان می دهد، چون هیچ اختراعی در خلأ رخ نداده و همیشه با زمینه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی زمانه گره خورده است. مثلاً انقلاب علمی قرن هفدهم در اروپا همزمان با تحولات اجتماعی دوران روشنگری و پیشرفت های دریانوردی بود که تبادل ایده ها را افزایش داد. یا کشف ساختار DNA در قرن بیستم را نمی توان جدای از رواج تکنیک های شیمیایی و فیزیکی آن عصر دید. مطالعه تاریخ علم نشان می دهد تعصبات و باورهای مذهبی گاه سدی در برابر یک نظریه جدید بوده اند و در دوره ای دیگر، همان نظریه باعث تحول بزرگی شده است. پس سیر تحولات علمی نه خطی بوده و نه از تنوع فکری و فرهنگی مبرا؛ بلکه حاصل برخورد مستمر ایده ها و ابزارها در چارچوب میان رشتگی است. این درک، ما را دربرابر ساده انگاری درباره مسیر پیشرفت مصون می دارد.