روانشناسان معروف، هر یک قطعه ای از پازل پیچیده ذهن را روشن کرده اند. فروید با کاوش ناخودآگاه، یونگ با کهن الگوها، اسکینر با شرطی سازی رفتاری، پیاژه با نظریه رشد شناختی، راجرز با رویکرد انسان گرایی و کانمن با اقتصاد رفتاری همگی در پرتوی علوم میان رشته ای درخشش یافته اند. مثلاً فروید بدون الهام از ادبیات و فرهنگ وین آن عصر، نمی توانست روانکاوی را بپروراند. یا کانمن برای نشان دادن خطاهای تصمیم گیری به روش های آماری و مدل های اقتصادی نیازمند بود. این چهره ها نشان می دهند که هیچ دستاورد علمی در روانشناسی جدا از بستر اجتماعی و تبادل فکری آن زمان نبوده است. وقتی آثار هر یک را مطالعه می کنم، به خوبی حس می کنم رویکردهای زیست شناسانه، فلسفی، اجتماعی و شناختی چطور در تلاش بوده اند تا رازهای ذهن و رفتار را آشکار سازند.