تاریخ فلسفه در بستر علوم میان رشته ای می کوشد روند زایش و دگرگونی پرسش های بنیادین بشر را دنبال کند. از یونان باستان که سقراط به دنبال تعریف فضیلت بود تا دوران معاصر که بحث های متافیزیکی یا تحلیلی بر سر زبان و منطق در جریان است، همواره پرسش هایی در باب هستی، شناخت و اخلاق مطرح بوده. وقتی فلسفه با ریاضیات ملاقات کرد، منطق ریاضی و فلسفه تحلیلی شکل گرفت. وقتی با فیزیک کوانتومی آشنا شد، پرسش از واقعیت و مشاهده گر مطرح شد. وقتی با روانشناسی درآمیخت، نظریه ناخودآگاه فروید یا رویکردهای پدیدارشناختی به میدان آمدند. تاریخ فلسفه نشان می دهد هر عصری پرسش های فلسفی خود را از دل شرایط فرهنگی، علمی و سیاسی زمانه استخراج می کند. درعین حال، فیلسوفان تأثیر بسزایی در تحول علوم داشته اند؛ مثلاً نگرش فرانسیس بیکن به روش علمی یا دیدگاه رنه دکارت به عقلانیت. بنابراین، فلسفه و تاریخش نه موضوعی دور از واقعیت، بلکه بخش جدانشدنی از تحولات عینی دانش بشری است.