اشخاص تاریخ ساز کسانی هستند که گاه یک چرخش جدید در تاریخ ایجاد کرده‌اند؛ نه‌تنها فرمانروایانی چون اسکندر یا ناپلئون، بلکه دانشمندانی مثل انیشتین یا داروین، فیلسوفانی چون دکارت و هنرمندانی چون لئوناردو داوینچی. با رویکرد علوم میان رشته ای متوجه می‌شوم عملکرد آن‌ها تنها مبتنی بر نبوغ فردی نبوده، بلکه با زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمانه‌شان همخوانی داشته است. مثلاً دستاورد کپرنیک در تغییر مدل کیهان‌شناسی نمی‌توانست بدون پیشرفت ابزارهای رصد ستارگان و فضای فکری رنسانس اتفاق بیفتد. یا نبوغ داوینچی حاصل تنیدگی او در عصر طلایی فلورانس، حمایت خاندان مدیچی، دانش فنی موجود در دوره و ذهن پرسشگر او بود. اشخاص تاریخ‌ساز همواره در دل شبکه‌ای از عوامل رشد کرده‌اند، ولی انتخاب‌ها و خلاقیتشان توانسته مسیری نو در علم، هنر، سیاست یا فرهنگ بگشاید. نگاهی میان‌رشته‌ای به زندگی آنان، بیانگر این حقیقت است که شکوفایی افراد بزرگ، تعاملی ظریف میان استعداد فردی و فرصت‌های اجتماعی به‌شمار می‌آید.