نظریه بازی ها، الگویی مهم در تحلیل تعاملات راهبردی بین افراد یا گروه هایی است که هر کدام اهداف متفاوت دارند. این نظریه زمانی به اوج شکوه رسید که ریاضیات، اقتصاد و حتی زیست شناسی دست به دست هم دادند تا موقعیت های متقابل را مدل کنند. از معمای زندانی ها تا بازی شکارگوزن، هر کدام پنجره ای است که نشان می دهد هر تصمیم، وابسته به تصمیم دیگران است. شاید در نگاه اول نظریه بازی ها صرفاً به اقتصاد محدود شود، اما وقتی به صورت علوم میان رشته ای نگاه می کنم، می بینم چگونه در جغرافیای سیاسی، رقابت های ژئوپلیتیک و حتی شکل گیری همکاری در زیست شناسی جمعی، همین منطق بازی حاکم است. اصل تعادل نش (Nash Equilibrium) می گوید اگر همه بازیگران استراتژی بهینه خود را اتخاذ کنند، هیچ کس انگیزه تغییر نخواهد داشت. این رویکرد در سطح کلان، پرسش های جالبی را درباره معضل کالاهای عمومی، مذاکرات بین المللی یا روابط زیستی گونه ها باز می کند. اگر علوم میان رشته ای نبود، بعید بود نظریه بازی ها چنین گستره کاربردی پیدا کند.