فرق اصلی انتخاب رشته علوم مهندسی با رشته های مهندسی تخصصی مثل برق یا عمران در همان اسم رشته نهفته است: اینجا صحبت از یک رشته ی پایه و میان رشته ای است، نه یک تخصص مشخص از همان ترم اول ورود به دانشگاه.
در ادامه می خوانید
تفاوت علوم مهندسی با مهندسی تخصصی
در رشته های مهندسی تخصصی، دانشجو از همان نیم سال های اول با دروس تخصصی رشته ی خودش درگیر می شود. در علوم مهندسی اما تمرکز اصلی روی مبانی ریاضی، فیزیک و تحلیل سیستم هاست؛ یعنی پایه ی نظری قوی تری شکل می گیرد، ولی تخصص مشخص دیرتر به دست می آید. این ویژگی می تواند هم یک مزیت باشد (برای کسی که هنوز مطمئن نیست دقیقاً کدام حوزه ی مهندسی را می خواهد) و هم یک محدودیت برای کسی که از روز اول دنبال یک تخصص کاملاً مشخص است.
گرایش های علوم مهندسی و مسیر تکمیلی
گرایش های علوم مهندسی در مقاطع بالاتر بیشتر به سمت حوزه های میان رشته ای مثل مهندسی سیستم، مدل سازی و بهینه سازی می رود، جایی که مرز میان رشته های مهندسی کلاسیک کمرنگ تر می شود. داوطلبی که دنبال مسیر مشخص و کاربردی تری از همان ابتدا است، بهتر است انتخاب رشته مهندسی ایمنی یا انتخاب رشته کاردان فنی برق را هم به عنوان گزینه های موازی در کنار این رشته بررسی کند، چون این دو مسیر از همان سال اول جهت گیری کاربردی تری دارند.
ظرفیت دانشگاه ها و رتبه ی لازم
ظرفیت دانشگاه های علوم مهندسی در مقایسه با رشته های پرطرفدار مهندسی معمولاً محدودتر است و این رشته بیشتر در دانشگاه های سطح بالا و شناخته شده ارائه می شود. به همین دلیل رتبه ی لازم برای قبولی هم معمولاً بالاتر از میانگین رشته های مشابه است. داوطلبی که رتبه ی متوسط دارد و همچنان به این رشته علاقه مند است، بهتر است فهرست کامل دانشگاه های ارائه دهنده را با دقت مرور کند، چون ممکن است در بعضی دانشگاه های کوچک تر ظرفیت بازتری هم وجود داشته باشد.
چه کسی از این رشته راضی تر بیرون می آید
کسی که از حل مسئله ی ریاضی و تحلیل انتزاعی خسته نمی شود و عجله ای هم برای رسیدن به یک تخصص مشخص ندارد، معمولاً از تحصیل در علوم مهندسی راضی تر است. علاقه مندان به مبانی محض تر و کمتر کاربردی، گاهی به جای این رشته مستقیم سراغ انتخاب رشته فیزیک می روند، چون آن رشته تمرکز نظری بیشتری دارد و بخشی از دروس پایه اش با علوم مهندسی مشترک است.
دروس پایه در سال های اول تحصیل
سال های اول تحصیل در علوم مهندسی معمولاً با دروسی مثل ریاضی عمومی، فیزیک پایه، مبانی برنامه نویسی و آشنایی مقدماتی با چند حوزه ی مختلف مهندسی پر می شود. این ساختار به دانشجو کمک می کند پیش از انتخاب قطعی یک مسیر تخصصی، با چند حوزه ی مختلف آشنا شود و انتخابش را آگاهانه تر انجام دهد. در مقابل، همین گستردگی می تواند برای کسی که از ابتدا دنبال عمق و تخصص زودهنگام است، خسته کننده به نظر برسد. دانشجویی که در همین سال های اول علاقه ی مشخصی به یک زیرشاخه پیدا کند، معمولاً می تواند با انتخاب درست واحدهای اختیاری، مسیر خودش را به همان سمت هدایت کند.
مقایسه با رشته های میان رشته ای مشابه
در کنار علوم مهندسی، چند رشته ی میان رشته ای دیگر هم در دفترچه وجود دارند که گاهی با آن اشتباه گرفته می شوند، مثل مهندسی سیستم های انرژی یا مهندسی مکاترونیک. تفاوت اصلی این است که آن رشته ها معمولاً از همان ابتدا یک حوزه ی کاربردی مشخص را هدف قرار می دهند، در حالی که علوم مهندسی پایه ای تر و عمومی تر باقی می ماند. داوطلبی که پیش از انتخاب نهایی، سرفصل درس های چند رشته ی نزدیک به هم را کنار هم مقایسه کند، معمولاً تصمیم دقیق تری می گیرد تا کسی که فقط بر اساس اسم رشته قضاوت می کند.
جمع بندی
اگر پایه ی نظری قوی جذاب به نظر برسد و عجله ای برای ورود سریع به یک تخصص مشخص وجود نداشته باشد، این رشته می تواند مسیر خوبی باشد. در غیر این صورت، رشته های مهندسی تخصصی تر معمولاً انتخاب راحت تر و قابل پیش بینی تری خواهند بود.
