خیلی از داوطلبانی که تازه اسم نویسی آزمون های آزمایشی می کنند، وقتی برای اولین بار برگه سوالات را باز می کنند گیج می شوند: چرا فصل های درس ها به این ترتیب کنار هم قرار گرفته اند، نه به ترتیب کتاب درسی؟ بودجه بندی آزمون های قلم چی جواب همین سوال است؛ یک تقویم از پیش تعیین شده که مشخص می کند هر آزمون دقیقا از کدام فصل ها سوال می آورد تا مطالعه داوطلب با ریتم آزمون ها هماهنگ بماند.
در ادامه می خوانید
سرفصل آزمون های قلم چی کنکور
سرفصل آزمون های قلم چی کنکور بر خلاف تصور اول تصادفی نیست؛ منطق پشت آن این است که هر آزمون بخشی از مطالب تازه را اضافه می کند و بخشی از مطالب قبلی را هم برای مرور نگه می دارد، نه این که هر بار فقط سراغ فصل جدید برود. برای مثال یک فصل که در یک آزمون اولیه اضافه شده، معمولا چند آزمون بعدتر هم دوباره با سهم کمتر تکرار می شود، دقیقا برای این که فراموشی طبیعی مغز جبران شود. برای همین یک داوطلب که فقط برای همان هفته درس می خواند و بعد از آزمون کتابش را کنار می گذارد، هر بار بخشی از نمره را در همان مطالب قدیمی تر از دست می دهد، چون آن مطالب هنوز در بودجه بندی حضور دارد اما دیگر تازه نیست و کمرنگ شده.
برنامه آزمون های آزمایشی قلمچی
ساختار کلی برنامه آزمون های آزمایشی قلمچی در طول سال تحصیلی چند مرحله دارد: ابتدا آزمون هایی با حجم کم و تمرکز روی فصل های تازه شروع درس، بعد آزمون های میان سال که حجم بیشتری از دو یا سه فصل هم زمان را پوشش می دهند، و در نهایت نزدیک به کنکور، آزمون های جمع بندی که تقریبا کل کتاب سال را در بر می گیرند. فاصله بین آزمون ها معمولا چند هفته است، دقیقا برای این که داوطلب فرصت داشته باشد فصل تازه را یاد بگیرد و بعد فصل های قبلی را هم مرور کند، نه این که فقط یک بار بخواند و فراموش کند. در ماه های پایانی، فاصله بین آزمون ها معمولا کوتاه تر هم می شود، چون حجم مرور جمع بندی نسبت به مطلب تازه بیشتر می شود و داوطلب باید در بازه های کوتاه تر خودش را با ریتم واقعی کنکور تطبیق دهد.
جدول بودجه بندی آزمون قلم چی
وقتی داوطلب برای اولین بار جدول بودجه بندی آزمون قلم چی را می بیند، بهتر است آن را مثل یک نقشه راه بخواند، نه یک لیست تکلیف. تاریخ دقیق هر آزمون و فصل های آن هر سال بر اساس تقویم همان سال تحصیلی تنظیم و اعلام می شود، برای همین به جای حفظ کردن جدول سال های قبل، باید نسخه همان سال تحصیلی را مبنا قرار داد. نکته عملی این است که وقتی یک فصل دو یا سه بار پشت سر هم در جدول ظاهر می شود، یعنی اهمیت بیشتری برای طراحان دارد و ارزش دارد زمان بیشتری روی آن گذاشته شود. بعضی داوطلبان این جدول را فقط برای اطلاع از فصل بعدی نگاه می کنند و کارنامه آزمون قبلی را کنار می گذارند، در حالی که مقایسه درصد هر فصل با سهمش در جدول، دقیق ترین راه برای فهمیدن این است که کدام فصل واقعا نیاز به تمرین بیشتر دارد.
تفاوت آزمون های شروع سال و آزمون های جمع بندی
آزمون های ابتدای سال معمولا کوتاه تر و متمرکز بر یک یا دو فصل تازه هستند، برای همین درصد بالا گرفتن در آن ها راحت تر است و نباید ملاک قطعی برای قضاوت درباره سطح واقعی داوطلب باشد. آزمون های جمع بندی نزدیک به کنکور اما تصویر واقعی تری می دهند، چون همه فصل های سال را با هم می سنجند. داوطلبی که در آزمون های ابتدای سال درصد بالا می گیرد اما در جمع بندی افت می کند، معمولا مشکلش نه در یادگیری اولیه، بلکه در ماندگاری مطلب در حافظه بلندمدت است.
جمع بندی
در نهایت، فایده اصلی این بودجه بندی وقتی آشکار می شود که داوطلب نتیجه هر آزمون را هم کنار آن بگذارد و ببیند در کدام فصل ها بیشترین اشتباه را داشته. این کار، همراه با برنامه های درس خواندن کنکور منظم و مقایسه گاه به گاه مزایا و معایب آزمون گاج در کنار آزمون های دیگر، کمک می کند داوطلب بفهمد کدام سبک آزمون با ریتم مطالعه خودش بهتر جور در می آید. برای کسانی که بین چند گزینه مردد هستند، نگاهی به مقایسه آزمون ماز و قلم چی هم می تواند تصمیم گیری را ساده تر کند.
