دو داوطلب می توانند هر دو کتاب فارسی را کامل خوانده باشند و در جلسه کنکور نتیجه های خیلی متفاوتی بگیرند، چون این درس دو بخش کاملا متفاوت دارد که هرکدام مهارت جدا می خواهد. یکی حفظ کردن است، مثل تاریخ ادبیات و آرایه های ادبی، و دیگری تحلیل و درک متن است، مثل قرابت معنایی که هر بار با یک بیت تازه سنجیده می شود. بودجه بندی زبان و ادبیات فارسی کنکور دقیقا همین دوگانگی را نشان می دهد.
در ادامه می خوانید
بارم بندی سوالات فارسی انسانی کجا سنگین تر است
بارم بندی سوالات فارسی انسانی معمولا وزن بیشتری به قرابت معنایی و آرایه های ادبی می دهد تا به بخش های کاملا حفظی مثل املا و لغت. دلیلش این است که قرابت معنایی و آرایه هم زمان دو مهارت را می سنجند، هم دانش تعریف ها را و هم توانایی تشخیص آن ها در یک بیت یا عبارت تازه که داوطلب قبلا ندیده. برای همین صرف حفظ کردن تعریف آرایه ها کافی نیست، باید با نمونه های متنوع و نه فقط مثال های کتاب درسی تمرین کرد، چون طراح سوال هم معمولا از همان بیت های کتاب درسی پرهیز می کند.
سرفصل ادبیات فارسی کنکور 1406 همان سرفصل های قبلی است
سرفصل ادبیات فارسی کنکور 1406 بر پایه همان کتاب های زبان فارسی و ادبیات فارسی دهم تا دوازدهم رشته انسانی است که در سال های اخیر تغییر ساختاری بزرگی نداشته اند. تغییرات معمولا در حد جابه جایی یک قطعه یا اضافه شدن چند بیت جدید در ضمیمه کتاب است، نه تغییر در نوع سوالی که طراحی می شود. با این حال چون نسخه دقیق کتاب درسی هرسال ممکن است اصلاحیه بخورد، بهتر است داوطلب همان چاپ به روز شده امسال را برای تمرین کنار بگذارد، نه نسخه دست دوم چاپ های قدیمی تر که ممکن است یک بیت یا یک پاراگراف کم و زیاد داشته باشد.
تعداد سوالات فارسی کنکور و تقسیم وقت در جلسه آزمون
تعداد سوالات فارسی کنکور به گونه ای طراحی شده که بخش های حفظی مثل املا و لغت را بتوان در چند ثانیه جواب داد، اما قرابت معنایی و آرایه به خواندن دقیق تر نیاز دارند. اشتباه رایج این است که داوطلب وقت زیادی روی یک بیت سخت آرایه می گذارد و برای بخش های حفظی که سریع تر جواب می دهند وقت کم می آورد. ترتیب درست این است که ابتدا بخش های مطمئن و سریع جواب داده شود و زمان باقی مانده برای تحلیل بیت های سخت تر کنار گذاشته شود، نه برعکس.
تفاوتی که خیلی ها بین زبان فارسی و ادبیات فارسی نمی دانند
زبان فارسی که شامل دستور، املا و لغت است، در آزمون عمومی همه رشته ها می آید و مستقل از رشته داوطلب حساب می شود. ادبیات فارسی اختصاصی، یعنی قرابت معنایی، آرایه و تاریخ ادبیات، فقط مخصوص رشته انسانی است و ضریب جداگانه ای دارد. قاطی کردن این دو در برنامه مطالعه باعث می شود داوطلب زمان درس عمومی را با درس اختصاصی اشتباه بگیرد و در نهایت هیچ کدام را کامل نبندد. دفتر جداگانه برای هرکدام، هرچند ساده به نظر برسد، از همین ابتدا این دو مسیر را از هم جدا نگه می دارد.
جمع بندی
بودجه بندی زبان و ادبیات فارسی کنکور در نهایت یک پیام ساده دارد، بخش تحلیلی و بخش حفظی را با یک روش مطالعه نمی توان جمع بندی کرد. استفاده از منابع درس ادبیات فارسی کنکور برای تمرین نمونه های متنوع آرایه و قرابت، در کنار خلاصه نویسی دروس کنکور انسانی برای بخش های حفظی، ترکیب معقول تری می سازد. داوطلبی که همین منطق کم حجم ولی پرارزش را در بودجه بندی علوم اجتماعی کنکور هم پیاده کند، به شکل کلی تری از وقتش استفاده کرده است.
