ورود به پایه دوازدهم برای بیشتر دانش آموزان با یک احساس مشترک همراه است: فشار همزمان امتحان نهایی، کنکور و تصمیم درباره مسیر آینده. دغدغه های دانش آموزان دوازدهم از سالی به سال دیگر شباهت زیادی دارند، اما شدتشان برای هرکسی که تازه وارد این سال شده، تازه و سنگین حس می شود.
در ادامه می خوانید
دغدغه های دانش آموزان دوازدهم در شروع سال
اولین دغدغه معمولا زمان است. حجم درس ها بیشتر شده، امتحان نهایی جدی تر شده و کنکور هم همزمان در راه است. خیلی از دانش آموزان در همین چند هفته اول تصمیم می گیرند برنامه شان را عوض کنند، چون برنامه سال قبل دیگر جواب نمی دهد. این دوره انتقال، هرچند دشوار، طبیعی است و بیشتر دانش آموزان آن را از سر می گذرانند.
چالش های کلاس دوازدهم کنار امتحانات
چالش های کلاس دوازدهم فقط درسی نیست. حضور مداوم در کلاس، تکالیف مدرسه و در عین حال آماده شدن برای کنکور، وقت آزاد را تقریبا صفر می کند. اینجاست که بسیاری از دانش آموزان بین اولویت دادن به نمره مدرسه یا تست زنی کنکور گیر می کنند و مردد می مانند. راه حل معمولا یک برنامه ترکیبی است که هر دو هدف را همزمان، اما با سهم متفاوت، پوشش می دهد.
نگرانی های دوازدهمی ها قبل کنکور
نگرانی های دوازدهمی ها قبل کنکور معمولا حول چند محور تکرار می شود: انتخاب رشته درست، ترس از رتبه پایین و مقایسه خودشان با هم کلاسی هایی که به نظر جلوترند. این مقایسه ها اغلب واقعی نیستند و بیشتر از فشار روانی خود فرد ساخته می شوند تا واقعیت بیرونی. دانش آموزی که پیشرفت خودش را با روز اول مقایسه کند، معمولا واقع بین تر از کسی است که فقط خودش را با بهترین هم کلاسی می سنجد.
راه کنار آمدن با مشکلات رایج پایه دوازدهم
برای کم کردن مشکلات رایج پایه دوازدهم، اول یک برنامه هفتگی واقع بینانه نوشته شود که هم مدرسه و هم کنکور را در نظر بگیرد، نه برنامه ای ایده آل که هیچ وقت اجرا نمی شود. توجه به مدیریت استرس کنکور در همین ماه های اول، بیشتر از دویدن ناگهانی در بهمن و اسفند نتیجه می دهد. کارهای اداری کوچک، مثل دریافت به موقع کد سوابق تحصیلی پایه دوازدهم، هم باید در همین برنامه جایی داشته باشند تا در ماه های پایانی غافلگیرکننده نشوند.
نقش خانواده در کاهش فشار
واکنش خانواده به این دغدغه ها، تاثیر زیادی روی نحوه مدیریت آن ها دارد. مقایسه مداوم دانش آموز با دیگران، حتی با نیت خوب، معمولا فشار را بیشتر می کند تا کمتر. در مقابل، گوش دادن بدون قضاوت به نگرانی های او و کمک به ساختن یک برنامه واقع بینانه، بیشتر از نصیحت های کلی نتیجه می دهد. خانواده هایی که انتظارات را با توانایی واقعی دانش آموز هماهنگ می کنند، معمولا فرزندشان را با آرامش بیشتری در طول سال همراهی می کنند.
تفاوت دغدغه های ابتدای سال با ماه های پایانی
دغدغه های ابتدای سال بیشتر حول برنامه ریزی و تنظیم عادت های جدید می چرخد، اما در بهمن و اسفند، این نگرانی ها شکل دیگری پیدا می کند: مقایسه پیشرفت واقعی با برنامه اولیه، و استرس نزدیک شدن به روز کنکور. دانش آموزی که از همان مهرماه یک مسیر منظم ساخته باشد، معمولا در این ماه های پایانی با فشار کمتری روبه رو می شود، چون بخش بزرگی از راه را زودتر پیموده است.
چطور بفهمیم دغدغه طبیعی است یا نیاز به کمک دارد
مقداری نگرانی و استرس در سال دوازدهم طبیعی است و حتی می تواند انگیزه مطالعه را بالا ببرد. اما وقتی این نگرانی باعث بی خوابی مداوم، افت شدید اشتها یا بی میلی کامل به درس شود، دیگر یک دغدغه معمولی نیست. در این حالت، صحبت با مشاور مدرسه یا یک متخصص خارج از مدرسه، بهتر از تحمل تنهایی این فشار است. تشخیص زودهنگام این مرز، از تبدیل شدن یک استرس قابل مدیریت به یک مشکل جدی تر جلوگیری می کند.
نکته پایانی
اگر فشار زیاد شد، صحبت با یک مشاور خوب کنکور می تواند مسیر را روشن تر کند. دوازدهم سال سختی است، اما با برنامه ریزی درست و نگاه واقع بینانه به توانایی های خود، قابل مدیریت است.
