سندروم ایمپاستر در رتبه های برتر

سندروم ایمپاستر در رتبه های برتر
زمان حدودی مطالعه : 3 دقیقه ⏱

خیلی وقت ها رتبه ی خوب در کنکور، به جای آرامش، یک نگرانی تازه با خودش می آورد: این حس که شاید این نتیجه بیشتر شانس بوده تا توانایی واقعی. این حس دقیقاً همان چیزی است که به آن سندروم ایمپاستر گفته می شود.

سندروم ایمپاستر رتبه های برتر پدیده ای است که در آن داوطلب، با وجود نتیجه ی عالی، همچنان باور ندارد لیاقت این جایگاه را دارد و منتظر است هر لحظه این موفقیت فاش شود که واقعی نبوده.

حس عدم لیاقت در بین رتبه های برتر کنکور

حس عدم لیاقت رتبه های کنکور معمولاً از مقایسه ی مداوم با دیگران شکل می گیرد. داوطلب رتبه ی خودش را نه با تلاشی که کرده، بلکه با موفقیت های ادعایی دیگران در فضای مجازی می سنجد و همین مقایسه، حس ناکافی بودن را تقویت می کند.

مقایسه خود با دیگران در کنکور تقریباً همیشه ناعادلانه است، چون هیچ کس مسیر واقعی، شکست ها، و تلاش پشت صحنه ی رقیب فرضی اش را نمی بیند و فقط نتیجه ی نهایی را قضاوت می کند.

چرا رتبه برترها هم دچار این حس می شوند

بخشی از این حس، ریشه در انتظارات بالای اطرافیان دارد. وقتی خانواده و دوستان یک داوطلب را باهوش یا استثنایی توصیف می کنند، خود داوطلب گاهی این توصیف را باور نمی کند و آن را نتیجه ی شانس یا شرایط خاص می داند، نه توانایی واقعی خودش.

عامل دیگر، ترس از افت رتبه در آینده است؛ داوطلب نگران است که نتواند همین سطح موفقیت را در دانشگاه یا مراحل بعدی تکرار کند، و همین نگرانی به شکل حس عدم لیاقت در ذهنش ظاهر می شود.

اعتماد به نفس واقعی در برابر ایمپاستر سندروم

اعتماد به نفس رتبه برتر کنکور چیزی جدا از خود رتبه است؛ رتبه فقط یک عدد در یک روز مشخص است، در حالی که اعتماد به نفس باید از شناخت مسیر واقعی تلاش داوطلب در طول سال ساخته شود، نه از مقایسه با دیگران.

ترس از شکست در کنکور و ترس از افت رتبه در آینده، دو موضوع مرتبط اما جدا هستند؛ اولی معمولاً قبل از نتیجه پیش می آید و دومی بعد از یک نتیجه ی خوب، و هرکدام نیاز به مدیریت جداگانه دارند.

راه های کاهش ایمپاستر سندروم دانش آموزان

یکی از راه های موثر، نوشتن فهرست واقعی از تلاش هایی است که داوطلب در طول سال انجام داده، از ساعت های مطالعه گرفته تا اصلاح اشتباهات هر آزمون. دیدن این فهرست، رتبه را از یک اتفاق تصادفی به نتیجه ی یک روند قابل توضیح تبدیل می کند.

ایمپاستر سندروم دانش آموزان با گفتگو درباره ی همین حس، چه با خانواده و چه با یک مشاور، معمولاً کمرنگ تر می شود، چون داوطلب متوجه می شود این تجربه بین رتبه های برتر خیلی رایج تر از آن چیزی است که فکر می کرد.

تفاوت سندروم ایمپاستر با استرس معمول کنکور

استرس معمول کنکور معمولاً حول نگرانی از نتیجه ی آینده می چرخد، در حالی که سندروم ایمپاستر حول انکار یک نتیجه ی خوب که از قبل اتفاق افتاده شکل می گیرد. این دو تجربه شبیه به هم به نظر می رسند، اما ریشه شان متفاوت است.

تشخیص درست این تفاوت اهمیت دارد، چون راه حل هرکدام فرق می کند. برای استرس معمول، برنامه ریزی و آمادگی بیشتر معمولاً کمک کننده است، اما برای ایمپاستر سندروم، مشکل اصلی نه در آمادگی داوطلب، بلکه در باور او به همان آمادگی است.

به همین دلیل، توصیه هایی مثل درس خواندن بیشتر یا تست زدن بیشتر، برای کسی که درگیر سندروم ایمپاستر است چندان اثرگذار نیستند، چون مشکل او کمبود دانش نیست، بلکه کمبود باور به دانشی است که از قبل دارد.

جمع بندی

سندروم ایمپاستر، نشانه ی ضعف نیست؛ نشانه ی این است که داوطلب استانداردهای بالایی برای خودش دارد. شناخت این حس و جدا کردنش از واقعیت عملکرد، اولین قدم برای این است که یک رتبه ی خوب، به جای نگرانی، واقعاً حس موفقیت بدهد.