هر داوطلب کنکور معمولاً یک یا دو درس دارد که در آن ها ضعیف تر از بقیه عمل می کند، و نادیده گرفتن همین درس ها معمولاً بیشترین آسیب را به رتبه ی نهایی می زند. قوی شدن در درس ضعیف نیازمند یک برنامه ی مشخص است، نه فقط اراده و تصمیم لحظه ای که بعد از چند روز کمرنگ می شود.
در ادامه می خوانید
شناسایی دقیق نقطه ضعف
پیش از هر اقدامی، باید مشخص شود ضعف واقعا کجاست: مفهوم درس فهمیده نشده، یا فقط سرعت و دقت تست زنی پایین است.
یادگیری درس ضعیف کنکور با این دو نوع تشخیص، دو مسیر کاملاً متفاوت پیدا می کند؛ در حالت اول باید به سراغ آموزش مجدد مفهوم رفت، و در حالت دوم تمرین بیشتر و مدیریت زمان تست زنی اولویت دارد. بررسی دقیق کارنامه ی چند آزمون آزمایشی اخیر، معمولاً نوع واقعی ضعف را روشن تر می کند.
روش تقویت درس ضعیف
روش تقویت درس ضعیف معمولاً با شروع از مباحث پایه و ساده تر آن درس جواب می دهد، نه پرش مستقیم به تست های سخت.
تمرین روزانه ی کوتاه اما منظم، در بلندمدت اثر بیشتری از یک جلسه ی طولانی و نامنظم دارد. استفاده از سطح بندی منابع کنکور در همین مرحله کمک می کند تا داوطلب از منبع ساده به سخت حرکت کند، بدون این که در همان ابتدای راه دلسرد شود.
ترکیب درس ضعیف با درس های قوی در برنامه
مدیریت زمان روزانه کنکور باید طوری تنظیم شود که درس ضعیف هر روز سهم مشخصی داشته باشد، حتی اگر کوتاه باشد، بدون این که درس های قوی به طور کامل کنار گذاشته شوند.
تعادل بین این دو، نتیجه ی نهایی را بهتر از تمرکز مطلق روی یک درس می کند، چون درصد درس های قوی هم نباید در این فرآیند افت کند. یک نسبت ساده مثل اختصاص یک سوم زمان روزانه به درس ضعیف، بدون حذف کامل درس های دیگر، معمولاً نتیجه ی متعادل تری می دهد.
چه زمانی باید از کمک بیرونی استفاده کرد
اگر بعد از چند هفته تلاش منظم، هنوز نتیجه ی درس ضعیف تغییر محسوسی نکرده، دریافت کمک از یک دبیر یا مشاور برای همان درس خاص می تواند روند را سریع تر کند.
گاهی مشکل اصلی، نه در حجم تمرین بلکه در نوع توضیح یک مبحث خاص است، و شنیدن همان مبحث از زاویه ی دیگری، گره ذهنی داوطلب را باز می کند.
چالش های روانی هنگام کار روی درس ضعیف
کار مداوم روی درسی که در آن ضعیف هستیم، معمولاً از نظر روانی خسته کننده تر از مرور یک درس قوی است، چون بازخورد مثبت دیرتر می آید. همین موضوع باعث می شود بعضی داوطلبان ناخودآگاه از این درس فرار کنند.
مقایسه ی پیشرفت در درس ضعیف با پیشرفت در درس های قوی، معمولاً انگیزه را کاهش می دهد، چون سرعت رشد در این دو یکسان نیست. بهتر است پیشرفت در درس ضعیف با عملکرد گذشته ی خود فرد در همان درس مقایسه شود، نه با درس های دیگرش.
پیگیری پیشرفت با ابزار ساده
ثبت درصد هر آزمون آزمایشی در همان درس ضعیف، در یک جدول ساده، به داوطلب اجازه می دهد روند پیشرفت را با چشم ببیند، نه فقط حدس بزند. حتی رشد چند درصدی در طول چند هفته، اگر به طور منظم ثبت شود، می تواند انگیزه ی لازم برای ادامه ی مسیر را تامین کند. نبود چنین ابزاری، باعث می شود پیشرفت های کوچک اما واقعی دیده نشوند و داوطلب زودتر از موعد ناامید شود. این جدول ساده نیازی به ابزار پیچیده ندارد؛ یک برگه ی کاغذی یا یک جدول ساده در گوشی هم برای این هدف کافی است.
جمع بندی
قوی شدن در درس ضعیف یک فرآیند تدریجی است، نه یک جهش ناگهانی. داوطلبی که این مسیر را با برنامه و صبر دنبال کند، معمولاً در آزمون های آزمایشی بعدی افت درصد آن درس خاص را به وضوح می بیند که کم شده و جای خودش را به رشد تدریجی داده است.
